آدرس: شیراز-شهرک صنعتی بزرگ شیراز-فاز5- خیابان تولید9-پلاک18

۰۹۰۵۰۱۸۲۰۲۸

تعداد بازدید: 8
زبان : فارسی

انتخاب میکسر بر اساس ویسکوزیته؛ راهنمای تخصصی انتخاب میکسر صنعتی

تاریخ درج خبر : 1405/6/21

انتخاب میکسر بر اساس ویسکوزیته، نوع ماده و شرایط فرآیند انجام می‌شود. در این مقاله انواع میکسر صنعتی، میکسر مواد غلیظ، پروانه‌ها، گشتاور، سرعت دوران و تاثیر هندسه مخزن بررسی شده است.

انتخاب میکسر بر اساس ویسکوزیته یکی از مهم‌ترین مراحل طراحی یک سیستم اختلاط صنعتی است؛ زیرا تجهیزی که برای یک مایع رقیق عملکرد مناسبی دارد، ممکن است هنگام مخلوط‌کردن رزین، چسب، خمیر یا ماده‌ای با ویسکوزیته بالا عملاً نتواند گردش مناسبی در مخزن ایجاد کند. افزایش ویسکوزیته معمولاً شرایط جریان، گشتاور موردنیاز، سرعت مناسب پروانه و حتی هندسه مطلوب پره را تغییر می‌دهد. با این حال، یک نکته مهندسی بسیار مهم وجود دارد: نمی‌توان فقط با دانستن یک عدد برحسب cP یا mPa·s مدل نهایی میکسر را انتخاب کرد. برای انتخاب صحیح باید ویسکوزیته را در کنار رئولوژی ماده، چگالی، درصد جامد، حجم مخزن، دمای فرآیند و هدف اختلاط بررسی کرد.

در این راهنما بررسی می‌کنیم که برای مواد رقیق، متوسط، غلیظ و بسیار غلیظ چه نوع میکسری مناسب‌تر است، چه زمانی باید به سراغ پروانه‌های Anchor یا Helical Ribbon رفت و چرا در بعضی خطوط تولید استفاده از سیستم‌های چندمحوره می‌تواند نتیجه بسیار بهتری نسبت به یک همزن ساده ایجاد کند.

ویسکوزیته چیست و چرا در انتخاب میکسر اهمیت دارد؟

ویسکوزیته در ساده‌ترین تعریف، میزان مقاومت یک سیال در برابر جاری‌شدن یا تغییر شکل تحت اثر نیرو است. هرچه مقاومت سیال در برابر حرکت بیشتر باشد، اصطلاحاً ماده ویسکوزتر یا غلیظ‌تر است.

در بسیاری از کاربردهای صنعتی ویسکوزیته دینامیکی با واحد سانتی‌پواز (cP) یا میلی‌پاسکال‌ثانیه (mPa·s) بیان می‌شود و از نظر عددی:

1 cP = 1 mPa·s

برای ایجاد یک تصویر ذهنی، آب در دمای اتاق ویسکوزیته بسیار پایینی دارد، در حالی که روغن‌های غلیظ، رزین، عسل، کرم، چسب و خمیرها می‌توانند چندین مرتبه ویسکوزتر باشند.

انتخاب میکسر بر اساس ویسکوزیته

اما چرا این پارامتر برای میکسر اهمیت دارد؟

وقتی ویسکوزیته افزایش پیدا می‌کند، حرکت دادن توده ماده دشوارتر می‌شود. در چنین شرایطی صرفاً افزایش سرعت موتور راه‌حل مناسبی نیست. ممکن است سیستم به گشتاور بیشتر، پروانه بزرگ‌تر، دور پایین‌تر، گیربکس مناسب یا پره‌ای با سطح تماس بیشتر با سیال نیاز داشته باشد.

به همین دلیل در طراحی حرفه‌ای میکسر صنعتی باید مشخصات فرآیند قبل از تعیین موتور، گیربکس، شفت و پروانه بررسی شوند.

جدول انتخاب میکسر بر اساس ویسکوزیته

جدول زیر می‌تواند برای انتخاب اولیه میکسر بر اساس ویسکوزیته استفاده شود. این محدوده‌ها یک راهنمای عمومی هستند و مرز عملکرد واقعی هر پروانه به حجم مخزن، سرعت، توان، چگالی و رفتار رئولوژیکی ماده وابسته است.

محدوده تقریبی ویسکوزیته

وضعیت ماده

گزینه‌های قابل بررسی

نکته اصلی طراحی

کمتر از 1,000 cP

رقیق

Propeller، Hydrofoil، Pitched Blade

ایجاد گردش حجمی مناسب

1,000 تا 10,000 cP

متوسط

Pitched Blade، Paddle و طرح‌های مشابه

تعادل میان گردش و برش

10,000 تا 50,000 cP

نسبتاً غلیظ

Paddle، Anchor و سیستم‌های ترکیبی

افزایش گشتاور و کاهش نقاط مرده

50,000 تا 100,000 cP

غلیظ

Anchor، Helical Ribbon

حرکت دادن کل توده ماده

100,000 cP به بالا

بسیار غلیظ/خمیری

Helical Ribbon، Planetary، Double Planetary یا Multi-Shaft

گشتاور بالا و طراحی اختصاصی

نکته مهم: این جدول برای انتخاب نهایی دستگاه کافی نیست. حجم و هندسه مخزن، چگالی اجزا، دمای کار و ویسکوزیته واقعی بچ در انتخاب سیستم مؤثر هستند و با افزایش ویسکوزیته، اهمیت گشتاور، قطر پروانه و طراحی آن بیشتر می‌شود.

آیا فقط با عدد ویسکوزیته می‌توان میکسر انتخاب کرد؟

خیر. این یکی از رایج‌ترین اشتباهات هنگام خرید یا سفارش میکسر صنعتی است. فرض کنید دو ماده هر دو در شرایط اندازه‌گیری مشخص دارای ویسکوزیته 20,000 cP باشند. این موضوع الزاماً به این معنا نیست که یک میکسر یکسان برای هر دو بهترین انتخاب است.

یکی ممکن است با افزایش نرخ برش رقیق‌تر شود، دیگری تقریباً رفتار نیوتنی داشته باشد و ماده سوم دارای تنش تسلیم باشد. حتی ممکن است ویسکوزیته محصول طی فرآیند، بر اثر تغییر دما یا افزودن مواد جامد، چند برابر شود. بنابراین عدد ویسکوزیته باید نقطه شروع طراحی باشد، نه پایان آن.

ویسکوزیته باید در چه دمایی اعلام شود؟

یکی از اطلاعاتی که هنگام سفارش میکسر نباید حذف شود، دمای متناظر با ویسکوزیته است. ویسکوزیته بسیاری از مواد با تغییر دما تغییر محسوسی دارد. ماده‌ای که در مرحله گرم فرآیند نسبتاً روان است، ممکن است هنگام سرد شدن بسیار غلیظ شود. اگر میکسر فقط بر مبنای ویسکوزیته ماده در دمای بالا طراحی شود، ممکن است هنگام راه‌اندازی سرد یا مراحل پایانی فرآیند، گشتاور موردنیاز از ظرفیت طراحی سیستم بیشتر شود.

بنابراین بهتر است مشخص شود:

  • ویسکوزیته در دمای شروع فرآیند چقدر است؟
  • بیشترین ویسکوزیته در طول بچ چقدر خواهد بود؟
  • دمای کاری حداقل و حداکثر چیست؟
  • آیا ماده هنگام سرد شدن سفت یا ژل‌مانند می‌شود؟
  • آیا میکسر باید در حالت پر و با ماده سرد راه‌اندازی شود؟

این اطلاعات مستقیما بر انتخاب موتور، گیربکس، شفت و پروانه اثر می‌گذارند.

انتخاب میکسر برای مواد با ویسکوزیته پایین

در مواد رقیق، هدف ایجاد گردش مناسب سیال در کل مخزن است. مقاومت ماده در برابر حرکت پایین است و بنابراین می‌توان با پروانه‌های نسبتا سریع، جریان حجمی مؤثری ایجاد کرد.

پروانه و Hydrofoil

برای بسیاری از فرآیندهای اختلاط مایعات کم‌ویسکوز، پروانه‌ها و Hydrofoilها گزینه‌های مناسبی هستند؛ به‌ویژه زمانی که هدف اصلی ایجاد جریان محوری و گردش حجم زیادی از سیال با برش نسبتا محدود باشد. کاربردهای احتمالی عبارت‌اند از ترکیب دو مایع، یکنواخت‌سازی محلول‌ها، انتقال حرارت، جلوگیری از ایجاد گرادیان غلظت و برخی کاربردهای تعلیق ذرات.

در این محدوده، طراحی درست بافل‌ها و موقعیت پروانه نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا چرخش ساده کل سیال همراه با پروانه لزوماً به معنی اختلاط مؤثر نیست.

پروانه پره زاویه‌دار

پروانه پره‌زاویه‌دار یا Pitched Blade Turbine یکی از طرح‌های پرکاربرد در فرآیندهای صنعتی است و می‌تواند ترکیبی از جریان مناسب و برش ایجاد کند. این نوع پروانه در محدوده وسیعی از فرآیندهای مایع و سوسپانسیون قابل بررسی است و در بسیاری از کاربردهای کم تا متوسط ویسکوزیته عملکرد مناسبی دارد.

انتخاب میکسر برای ویسکوزیته متوسط

با افزایش ویسکوزیته، شرایط اختلاط تغییر می‌کند. اکنون باید توجه بیشتری به قطر پروانه، سرعت دوران، گشتاور و میزان گردش سیال در نقاط مختلف مخزن داشت. اگر پروانه کوچک یا نامتناسب باشد، ممکن است اطراف آن حرکت شدیدی مشاهده شود اما بخش بزرگی از ماده در نقاط دیگر مخزن تقریباً بدون حرکت باقی بماند.

این پدیده یکی از دلایل اصلی تشکیل Dead Zone یا ناحیه مرده است. برای این محدوده بسته به فرآیند می‌توان گزینه‌هایی مانند Pitched Blade، Paddle، Anchor یا سیستم‌های ترکیبی را بررسی کرد.

اما سوال مهم اینجاست که هدف فرآیند چیست؟

اگر فقط Blending مدنظر باشد، یک طراحی لازم است؛ اما اگر باید پودر وارد مایع شود، ذرات پراکنده شوند یا امولسیون تشکیل شود، نیاز به میزان متفاوتی از برش خواهیم داشت.

انتخاب میکسر برای مواد با ویسکوزیته بالا

در مواد غلیظ، ایجاد گردش کامل در مخزن دشوارتر می‌شود. یک پروانه کوچک با دور بسیار بالا ممکن است فقط ناحیه اطراف خود را تحت تأثیر قرار دهد و نتواند کل توده را جابه‌جا کند. به همین دلیل برای این مواد به سراغ پروانه‌هایی می‌رویم که سطح بزرگ‌تری از مخزن را پوشش می‌دهند.

میکسر Anchor

پروانه Anchor یا لنگری با فاصله نسبتاً کم از دیواره مخزن حرکت می‌کند و برای بسیاری از سیالات غلیظ گزینه مناسبی است.

از مزایای این ساختار می‌توان به حرکت دادن ماده نزدیک دیواره، کاهش احتمال ایجاد مناطق راکد، مناسب بودن برای فرآیندهای نیازمند گرمایش یا سرمایش از دیواره و امکان استفاده از Scraper در برخی طراحی‌ها اشاره کرد.

این ویژگی‌ها باعث شده Anchor در تولید رزین، کرم، ژل، مواد شیمیایی، محصولات آرایشی و بسیاری از ترکیبات ویسکوز کاربرد داشته باشد.

میکسر Helical Ribbon

وقتی ویسکوزیته باز هم افزایش پیدا می‌کند، Helical Ribbon یا پروانه روبانی مارپیچی یکی از گزینه‌های مهم طراحی است.

هندسه مارپیچی این پروانه برای ایجاد گردش ماده در جهت محوری طراحی می‌شود و می‌تواند به حرکت دادن توده‌های بسیار ویسکوز در ارتفاع مخزن کمک کند.

در طراحی چنین سیستم‌هایی فاصله پره از دیواره و کف، نسبت قطر پروانه به مخزن، جهت حرکت سیال، دور خروجی و گشتاور باید متناسب با خواص محصول تعیین شوند.

میکسر مناسب برای مواد بسیار غلیظ و خمیری چیست؟

وقتی با موادی مانند چسب‌های سنگین، سیلیکون، خمیرهای صنعتی، برخی رزین‌ها، درزگیرها یا ترکیبات دارای درصد جامد بالا سروکار داریم، محدودیت‌های همزن‌های معمولی بیشتر نمایان می‌شود. در چنین شرایطی ممکن است سیستم‌های سیاره‌ای یا چندمحوره مناسب‌تر باشند.

میکسر سیاره‌ای

در میکسرهای Planetary، ابزار اختلاط علاوه بر چرخش حول محور خود، مسیر مشخصی را درون ظرف طی می‌کند. این ساختار کمک می‌کند بخش بیشتری از ماده در معرض ابزار اختلاط قرار گیرد.

میکسرهای سیاره‌ای و به‌ویژه Double Planetary برای بسیاری از مواد با ویسکوزیته بالا و خمیری مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این حال، ظرفیت، نوع محصول و عملیات جانبی مانند تخلیه باید هنگام انتخاب بررسی شوند.

میکسر چندمحوره یا Multi-Shaft

گاهی محصول علاوه بر گردش حجمی به برش زیاد نیز نیاز دارد. برای مثال، اگر قرار باشد پودر در یک رزین غلیظ Disperse شود، فقط استفاده از Anchor ممکن است نتیجه مطلوبی ایجاد نکند.

در سیستم Multi-Shaft می‌توان یک محور دور پایین برای حرکت دادن کل ماده و یک محور دور بالا برای ایجاد برش و Dispersion در نظر گرفت. در چنین آرایشی، پره کم‌سرعت ماده را به سمت ناحیه پرسرعت هدایت می‌کند و همین موضوع می‌تواند یکنواختی فرآیند را در محصولات غلیظ افزایش دهد.

رابطه ویسکوزیته، دور و گشتاور میکسر

یکی از مهم‌ترین اصول انتخاب میکسر بر اساس ویسکوزیته، درک تفاوت میان سرعت و گشتاور است. تصور رایجی وجود دارد که هرچه ماده غلیظ‌تر باشد، باید پروانه سریع‌تر بچرخد. در بسیاری از کاربردهای High-Viscosity چنین رویکردی مناسب نیست.

مواد بسیار غلیظ به ترکیبی از سرعت کمتر، گشتاور بیشتر و سطح موثر بزرگ‌تر پروانه نیاز دارند. به همین دلیل در بسیاری از میکسرهای سنگین از الکتروموتور به همراه گیربکس استفاده می‌شود. گیربکس دور خروجی را کاهش داده و امکان دستیابی به گشتاور مناسب‌تر را فراهم می‌کند.

چرا افزایش توان موتور به‌تنهایی کافی نیست؟

انتخاب موتور بزرگ‌تر بدون اصلاح هندسه پروانه یا سیستم انتقال قدرت الزاماً مشکل اختلاط را برطرف نمی‌کند. اگر قطر پروانه نامناسب باشد، موقعیت نصب اشتباه انتخاب شود یا جریان مطلوب در مخزن تشکیل نشود، بخشی از انرژی صرف حرکت موضعی ماده خواهد شد و همچنان نقاط مرده باقی می‌مانند.

بنابراین طراحی باید مجموعه Motor + Gearbox + Shaft + Impeller + Vessel را به‌عنوان یک سیستم واحد بررسی کند.

عدد رینولدز چه نقشی در انتخاب میکسر دارد؟

برای انتخاب مهندسی‌تر سیستم اختلاط، تنها ویسکوزیته بررسی نمی‌شود. یکی از پارامترهای مهم، عدد رینولدز اختلاط یا Reynolds Number است.

برای یک سیستم همزن، شکل متداول رابطه به‌صورت زیر است:

Re = ρND² / μ

که در آن:

  • ρ = چگالی سیال
  • N = سرعت دوران پروانه
  • D = قطر پروانه
  • μ = ویسکوزیته دینامیکی

با افزایش ویسکوزیته و ثابت ماندن سایر پارامترها، عدد رینولدز کاهش پیدا می‌کند و رفتار جریان بیشتر به سمت رژیم آرام یا Laminar می‌رود.

این موضوع توضیح می‌دهد چرا یک پروانه کوچک و سریع که در آب گردش بسیار خوبی ایجاد می‌کند، ممکن است در ماده‌ای بسیار غلیظ فقط محدوده کوچکی اطراف خود را حرکت دهد.

بنابراین در طراحی دقیق‌تر، بررسی Reynolds Number و رژیم جریان می‌تواند برای تعیین نوع پروانه، ابعاد و توان موردنیاز بسیار مهم باشد.

انتخاب نوع پروانه میکسر بر اساس ویسکوزیته و هدف فرآیند

ویسکوزیته می‌گوید حرکت دادن ماده چقدر دشوار است؛ اما هدف فرآیند مشخص می‌کند چه نوع حرکتی نیاز داریم. برای Blending دو مایع سازگار معمولاً ایجاد گردش مناسب در مخزن اهمیت بیشتری دارد. در تعلیق ذرات جامد، باید سرعت و جریان به شکلی باشد که از ته‌نشینی نامطلوب جلوگیری کند. در Dispersion پودر، علاوه بر گردش حجمی، ایجاد برش کافی اهمیت پیدا می‌کند و برای Emulsification نیز ممکن است تجهیزات High-Shear موردنیاز باشند. بنابراین نمی‌توان گفت یک نوع پروانه صرفا به دلیل مناسب بودن برای یک محدوده ویسکوزیته، برای تمام فرآیندهای آن محدوده بهترین گزینه است.

تاثیر حجم و هندسه مخزن بر انتخاب میکسر

آیا می‌دانید دو مخزن با حجم یکسان ممکن است به دو طراحی متفاوت میکسر نیاز داشته باشند؟ نسبت ارتفاع به قطر مخزن، شکل کف، محل نصب میکسر، وجود کویل داخلی، ژاکت حرارتی، بافل‌ها و حتی محل ورود مواد اولیه بر الگوی جریان تhثیر می‌گذارند.

برای مثال، در یک مخزن بلند ممکن است یک پروانه نتواند گردش کافی در کل ارتفاع ایجاد کند و استفاده از چند پروانه روی یک شفت، بسته به ویسکوزیته و هدف فرآیند، گزینه مناسب‌تری باشد. در مقابل، در مخزنی با قطر زیاد و ارتفاع کم، قطر پروانه و توانایی آن در ایجاد جریان در بخش‌های دور از محور اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

نسبت ارتفاع به قطر مخزن

نسبت ارتفاع سیال به قطر مخزن یکی از پارامترهای مهم در طراحی سیستم اختلاط است. اگر ارتفاع مایع نسبت به قطر مخزن زیاد باشد، یک پروانه ممکن است نتواند جریان کافی را در تمام ارتفاع ایجاد کند. در این حالت احتمال تشکیل نواحی با گردش ضعیف افزایش پیدا می‌کند.

در برخی طراحی‌ها استفاده از دو یا چند Impeller روی یک شفت می‌تواند به توزیع بهتر جریان در ارتفاع مخزن کمک کند. البته فاصله پروانه‌ها، قطر آن‌ها و توان موردنیاز باید براساس خواص ماده و شرایط فرآیند محاسبه شود و صرفاً افزایش تعداد پروانه‌ها به معنی بهبود قطعی اختلاط نیست.

شکل کف مخزن چه تاثیری بر اختلاط دارد؟

کف تخت، مخروطی، عدسی یا سایر هندسه‌های مخزن می‌توانند الگوی حرکت ماده در بخش پایینی را تغییر دهند. این موضوع به‌خصوص در فرآیندهایی که احتمال ته‌نشینی ذرات جامد وجود دارد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اگر پروانه در ارتفاع نامناسب نصب شود، ممکن است بخشی از مواد در کف مخزن تجمع پیدا کنند و با وجود کارکرد مداوم میکسر، اختلاط کاملی حاصل نشود. بنابراین فاصله پروانه از کف مخزن یکی از پارامترهایی است که باید هم‌زمان با نوع و قطر پروانه تعیین شود.

در پایان

انتخاب میکسر بر اساس ویسکوزیته زمانی نتیجه مطلوبی خواهد داشت که ویسکوزیته به‌عنوان یکی از پارامترهای اصلی طراحی در کنار سایر مشخصات فرآیندی بررسی شود. با این حال، ویسکوزیته به‌تنهایی معیار کافی برای انتخاب میکسر صنعتی نیست. چگالی و رفتار رئولوژیکی محصول، درصد مواد جامد، دمای فرآیند، تغییر ویسکوزیته در طول تولید، حجم و هندسه مخزن، هدف اختلاط، زمان مورد انتظار برای رسیدن به یکنواختی و شرایط راه‌اندازی باید هم‌زمان بررسی شوند.

به همین دلیل اگر قصد انتخاب یا طراحی میکسر صنعتی برای یک خط تولید مشخص را دارید، بهتر است اطلاعات واقعی فرآیند پیش از تعیین موتور، گیربکس، شفت و نوع پروانه در اختیار تیم مهندسی همپای صنعت قرار گیرد.

سوالات متداول

برای مواد با ویسکوزیته پایین چه میکسری مناسب است؟

برای مایعات رقیق و کم‌ویسکوز پروانه‌هایی مانند Propeller، Hydrofoil و Pitched Blade قابل بررسی هستند. این پروانه‌ها می‌توانند گردش حجمی مناسبی در مخزن ایجاد کنند. انتخاب نهایی به عواملی مانند حجم مخزن، چگالی سیال، هدف اختلاط، وجود ذرات جامد و میزان برش موردنیاز بستگی دارد.

برای مواد با ویسکوزیته بالا چه نوع میکسری بهتر است؟

برای مواد غلیظ میکسرهایی با دور کمتر و گشتاور بالاتر موردنیاز هستند. پروانه‌های Anchor و Helical Ribbon از گزینه‌های متداول برای بسیاری از فرآیندهای High-Viscosity محسوب می‌شوند. برای مواد بسیار غلیظ یا خمیری نیز ممکن است استفاده از Planetary، Double Planetary یا سیستم‌های Multi-Shaft مناسب‌تر باشد.

آیا می‌توان فقط با دانستن ویسکوزیته، میکسر مناسب را انتخاب کرد؟

خیر. ویسکوزیته یکی از مهم‌ترین اطلاعات موردنیاز است، اما انتخاب نهایی تنها براساس عدد cP توصیه نمی‌شود. چگالی، دمای فرآیند، رفتار رئولوژیکی، درصد جامد، حجم مخزن، هندسه مخزن، زمان اختلاط و هدف فرآیند نیز باید مشخص باشند.

آیا هرچه ویسکوزیته بیشتر باشد، دور میکسر نیز باید بیشتر شود؟

خیر. در بسیاری از مواد بسیار ویسکوز، افزایش RPM راه‌حل مناسبی نیست. این مواد معمولاً به گشتاور بالاتر، سرعت کمتر و پروانه‌ای با قطر یا سطح مؤثر بیشتر نیاز دارند. افزایش دور بدون توجه به طراحی پروانه حتی می‌تواند باعث شود فقط ناحیه کوچکی در اطراف پره مخلوط شود و نقاط مرده در سایر قسمت‌های مخزن باقی بمانند.

تفاوت میکسر Anchor و Helical Ribbon چیست؟

Anchor  نزدیک دیواره مخزن حرکت می‌کند و برای جابه‌جایی مواد ویسکوز، کاهش نقاط مرده و بهبود انتقال حرارت از دیواره گزینه مناسبی است. Helical Ribbon دارای ساختار مارپیچی است و می‌تواند جریان محوری مؤثری در مواد غلیظ ایجاد کند. انتخاب بین این دو به ویسکوزیته، هندسه مخزن، رفتار ماده و هدف فرآیند بستگی دارد.

برای مخلوط کردن رزین و مواد غلیظ چه میکسری مناسب است؟

نوع میکسر مناسب رزین به ویسکوزیته رزین و عملیات موردنظر بستگی دارد. برای گردش یک رزین غلیظ ممکن است Anchor مناسب باشد؛ اما اگر لازم باشد پودر، پیگمنت یا فیلر در رزین Disperse شود، احتمالاً علاوه بر گردش حجمی به برش بیشتری نیاز خواهیم داشت. در چنین شرایطی سیستم‌های Multi-Shaft می‌توانند یکی از گزینه‌های قابل بررسی باشند.

برای مواد خمیری از چه میکسری استفاده می‌شود؟

برای مواد بسیار غلیظ و خمیری که جریان آزاد محدودی دارند، میکسرهای Planetary، Double Planetary، Helical Ribbon و برخی تجهیزات اختلاط Heavy-Duty قابل بررسی هستند. انتخاب دستگاه باید براساس حداکثر ویسکوزیته، تنش تسلیم، درصد جامد، ظرفیت تولید و نحوه تخلیه محصول انجام شود.

آیا دمای ماده روی انتخاب میکسر تأثیر دارد؟

بله. ویسکوزیته بسیاری از مواد وابستگی قابل‌توجهی به دما دارد. ممکن است محصول هنگام گرم شدن روان و هنگام سرد شدن بسیار غلیظ شود. به همین دلیل هنگام طراحی باید محدوده دمای کاری و حداکثر ویسکوزیته‌ای که میکسر در طول فرآیند یا هنگام راه‌اندازی با آن مواجه می‌شود مشخص شود.

ویسکوزیته میکسر را برحسب cP چگونه اعلام کنیم؟

بهتر است علاوه بر مقدار ویسکوزیته، دمای اندازه‌گیری و در صورت امکان نرخ برش یا روش اندازه‌گیری نیز مشخص شود. برای مواد غیرنیوتنی، اعلام یک عدد cP بدون شرایط اندازه‌گیری ممکن است تصویر کاملی از رفتار واقعی ماده در میکسر ارائه نکند.

هنگام سفارش میکسر صنعتی چه اطلاعاتی باید به سازنده بدهیم؟

برای انتخاب دقیق‌تر، بهتر است حداقل نوع ماده، حداقل و حداکثر ویسکوزیته، چگالی، دمای کار، درصد جامد، حجم کل و حجم کاری مخزن، ابعاد مخزن، هدف فرآیند، زمان مطلوب اختلاط، شرایط ورود مواد و ویژگی‌های محصول نهایی مشخص شوند. در مواد غیرنیوتنی، اطلاعات رئولوژیکی نیز ارزش زیادی دارد. هرچه داده‌های اولیه فرآیند دقیق‌تر باشند، امکان طراحی صحیح‌تر موتور، گیربکس، شفت و پروانه نیز بیشتر خواهد بود.

آیا یک میکسر می‌تواند برای چند محصول با ویسکوزیته متفاوت استفاده شود؟

در بعضی خطوط تولید بله، اما دامنه تغییر ویسکوزیته باید در مرحله طراحی مشخص باشد. استفاده از اینورتر برای کنترل دور و طراحی موتور، گیربکس و پروانه براساس محدوده عملیاتی می‌تواند انعطاف‌پذیری سیستم را افزایش دهد. با این حال، اگر اختلاف خواص محصولات بسیار زیاد باشد، یک ساختار واحد الزاماً برای همه آن‌ها عملکرد بهینه نخواهد داشت.

   نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.